تبليغاتX
عادت می کنیم - برای عادل فردوسی پور

عادل عزیز٬ این نوشته را سالهاست که پس از پایان هر برنامه ات در ذهن خود مرور می کنم٬ پس از هر بار حرص خوردن از زبان نفهمی کسانی که تو هر هفته باید سر و کله بزنی با آن ها و فکر اینکه بالاخره یا تو روزی خسته می شوی یا ...

عادل ٬ دیشب با تمام وجود خستگیت را حس کردم. چه خوب گفتی که می خواهی از حق و حقانیت دفاع کنی٬ چه حقی اما بالاتر از آزادی و عدالت؟ یادت هست که همیشه عدالت را برایمان چه معنی کردند؟ "هر چیز در جای خود". و تو بگو عادل که آیا وقتی "سردار" به " تیمدار" ٬ "سردار " به "رئیس سازمان لیگ برتر"٬ "سردار "به رییس سازمان تربیت بدنی و وزیر کشور و از طنز این ماجرا به رئیس خود تو در صدا و سیما تبدیل می شود٬ کسی سر جای خود هست؟

اصلا بی خیال سردار ها! همین " آخوندی" ها را ببین. ماشا الله! هنوز پا به سی سالگی نگداشته هم " سخنگوی سازمان" است و هم عضو هییت مدیره " پرسپولیس" . و البته که اوست که سزاوار این همه است٬ از یادم نمی رود که آن شب در برنامه تو با چه "تربیتی" با آری هان حرف زد این " آخوندی" با تربیت. بگذریم از اینکه بدون حضور در کلاس مدرک ارشدش را هم از دانشگاه آزاد گرفت که مبادا از عرصه خدمت به مردم شهید پرور عقب بماند.

عادل کاش این عدالت فقط برای ورزش بود! هم دانشگاهی خودت " بذر پاش" را می شناسی؟ البته که تا دو سه سال پیش فقط آن ها که در تجمعات "شریف" او را در حال پاشیدن بذر هندوانه بر پای چشم دانشجویان دیده بودند می شناختندش. ببین "او" امروز "مدیر عامل گروه خودرو سازی سایپا" است. و تو میدانی که چه کسانی با چه سواد و تجربه زیر دست "او" یند. حق از این واضح تر؟

نکته اینجاست که امروز دور دست اینهاست. تو بگو مگر می شود کسی را که یک شبه ره صد ساله می رود را " نقد" کرد؟ مگر برای او "چیزی" شبیه " ظرفیت" یا "تحمل نقد" می توان قائل بود؟

و اما٬ تو گفتی از حق و حقانیت٬ و خود کلاه خود قاضی کن که آنجا که تو نشسته ای آیا " حق" ٬ " صداقت"٬ " تحمل مخالف" و ... معنایی دارد؟ مگر می شود در جایی که امثال " نجف زاده " ها و " دلاوری" ها خبرنگارش هستند و امثال " کردان " ها معاونانش و امثال " سیروس مقدم " ها و " جیرانی" ها سریال سازش و " خیابانی " گل سر سبد گزارشگرانش٬ می توان از حقانیت دفاع کرد؟

عادل فردوسی پور و هر کس که چون تو قدش بلند تر از دیوار "سرداران" است٬ خسته نباشید! هر چند می دانم هستید...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 17:57  توسط پرنیان - امید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هرروز با فریاد و یا پچپچه اعتراض می کنیم .در مقابل هر اتفاق واکنش نشون میدیم و دلمون
می خواد دنیا رو که نه حداقل اطرافمونو عوض کنیم ولی بی خبریم که اون داره عوضمون میکنه!
این خاصیت دنیاست که ما آدما به همه چیز عادت می کنیم
ما دو نفر نویسنده نیستیم فقط دوست داریم تو این زندگی یکنواخت با بقیه شریک بشیم و رنگ اونو عوض کنیم.
پرنیان - امید

پیوندهای روزانه
م.ح.عباسپور
همان همیشگی
یک شاخه زیتون
نفس عمیق
عاشقانه ها
آسمان آبی
نیک آهنگ کوثر
توکا نیستانی
عروسک کوکی
روی میز آشپزخانه
مطبخ خاله خانم
آشپزخونه
اول شخص مفرد
رضا هدایت
شبنم طلوعی
کیانوش فرید(زنی به طعم خاک)
مسیح علی نژاد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
سيد محمد خاتمي
سيد محمدعلي ابطحي
سيد ابراهيم نبوي
مسعود بهنود
احمد شاملو
محمدرضا شجريان
بنياد باران
موسسه يونيسف
كافه آنتراكت
هفته نامه سلامت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM