![]() |
![]() |
|
|
دوستان عزیز با تاخیر ٬ سال نو مبارک!
پخش سریال مرد هزار چهره و واکنشهایی که در پی داشت خیلی فکرمو مشغول کرد و از اونجایی که نیت نوشتن تو این وبلاگ ٬ بیشتر برای بیان حرفهای دلم بود تصمیم گرفتم این مطلبو بنویسم. دیروز آقای پیمان قاسمخانی در یک مصاحبه تو روزنامه همشهری گفته بود :"غیر از دزدا و قاتلا همه از ما شکایت کردند! وقتی پزشکان ما که قشر تحصیلکرده جامعه هستند اینطور برخورد کنند دیگه ......" وقتی این مطلبو خوندم یاد حرف یکی از دوستان افتادم که بازیگر و کارشناس ارشد کارگردانی از دانشگاه تهرانه.یه روزی برام تعریف میکرد که :" دو سه سال بعد از فارغ التحصیلی رفتم دانشکده هنرهای زیبا و چیزی که دیدم باورکردنی نبود٬کلاسای درس نیمه تعطیل بود و خبری از استادای زمان ما که همیشه بهشون آویزون بودیم ٬نبود. بجاش تو کافی شاپ و محوطه دانشکده غلغله بود و جالب اینکه همه شبیه هم بودن!پسرا با سبیل و موهای بلند و پیپ به لب ٬دخترا با سارفونای رنگی و مقنعه عجیب غریبو صورتای .... ! همه هم عین هم حرف میزدن و دست بیشترشون یه کتاب از سارتر و کافکا و ... دیده میشدو ورد زبونشون چند تا کلمه بود که همه به... ایسم و... ایست و ......٬ختم میشد! دوستم که تعجب منو دید گفت :" بابا تیریپ روشنفکریه دیگه!" و من فکر کردم روشنفکرشدن چه راحت شده!!! برای من واکنش پزشکا و اداره ثبت و نیرو انتظامی چیز جدیدی نبود چون بارها و بارها با پخش هر فیلم و سریالی شاهد شکایتهای این اقشار بودم ولی وقتی به چندتا سایت از آدمایی که همه ما اونا رو قشر فرهیخته جامعه میدونیم و روشون حساب می کنیم٬ سر زدم - اسم نمی برم چون انقدر معروف هستن که همه میشناسیمشون - و واکنش تند و غیر منطقی اونها رو دیدم جا خوردم . پیش خودم گفتم این ۲ قسمت!گیریم همه دروغ و اهانت !آیا آدمهایی که دم از انتقادپذیری و نقد بیرحمانه و .... میزنن و شاید برای خیلیها - متاسفانه - الگوی دموکراسی هستن تاب تحمل همین ۲ قسمت را هم نداشتن!!!! من واقعا" فرمول روشنفکری که در این سریال ارائه شد رو خیلی دیدم و می بینم٬ "لباس پو شیدن های بخصوص ٬افتخار زندانی شدن و جدیدا" افتخار فیلتر شدن وبلاگ٬ سیگار کشیدن٬مشروب خوردن٬شعر گفتن به شرطی که حتما " در اون از کلماتی چون زیر سیگاری٬ قلاده سگ٬برج ایفل و... استفاده بشه ! بار اولی که پیش مشاورم رفتم در آخر صحبتاش گفت از دستم ناراحت شدی؟! گفتم : بله. خندید و گفت : تو از آینه ای که جلوت گرفتم ناراحتی!!!!از اینکه خودتو بی هیچ پرده ای می بینی ناراحتی! و حالا فکر می کنم که این عزیزان هم از دست این آینه ناراحتند نه سازندگان این سریال! استادی داشتیم در دوران کارشناسی ـ یادشون بخیر ـ یه بار سر کلاس گفتن :"کاش به دانشجویانی که به دانشگاه علوم انسانی می روند دو سال به اجبار ریاضی درس می دادند! شاید اینطور توان بیشتری برای تجزیه و تحلیل امور پیدا میکردند!" من این حرفشون رو اون موقع گذاشتم به حساب تعصب و خشکی ذاتی رشته تخصصی ایشون - که پرفسور فیزیک و دارای کرسی استادی در دانشگاه پاریس هستن - اما بعدها این مطلب به من ثابت شد و دلیل بارزش دوست بسیار عزیزم محرم براتی ست که علی رغم تحصیلات حسابداری ٬یک روزنامه نگار و یک تحلیلگر فوق العاده ست. و خوشحالم و افتخار می کنم که از همین جا برگزیده شدن مقاله ایشون رو در مسابقه یاد قلم تبریک بگم و مطمئنم اگر ایران و ایرانی تغییری کند ٬فقط و فقط متاثر از این افراد فرهیخته خواهد بود . و همچنین تبریک می گم به مهران مدیری و پیمان قاسمخانی که در چارچوب معلوم الحال صدا و سیمای جناب ضرغامی که پرورش دهنده کسانی چون سیروس مقدمه٬ می تونن حرفها و انتقاداتشونو بیان کنن
پرنیان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:19 توسط پرنیان - امید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرروز با فریاد و یا پچپچه اعتراض می کنیم .در مقابل هر اتفاق واکنش نشون میدیم و دلمون
می خواد دنیا رو که نه حداقل اطرافمونو عوض کنیم ولی بی خبریم که اون داره عوضمون میکنه! این خاصیت دنیاست که ما آدما به همه چیز عادت می کنیم ما دو نفر نویسنده نیستیم فقط دوست داریم تو این زندگی یکنواخت با بقیه شریک بشیم و رنگ اونو عوض کنیم. پرنیان - امید |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| پیوندها |
|
سيد محمد خاتمي سيد محمدعلي ابطحي سيد ابراهيم نبوي مسعود بهنود احمد شاملو محمدرضا شجريان بنياد باران موسسه يونيسف كافه آنتراكت هفته نامه سلامت |
|
RSS
|