تبليغاتX
عادت می کنیم
 

۲۲ نفر از دانشجویان زائر مناطق جنگی در تصادف اتوبوس کشته شدند٬ بهمین سادگی. مسئولان محترم نیز نه استعفا دادند و نه ککشان گزید که اگر غیر از این می شد جای تعجب داشت! البته این مسئولان به راحتی هر چه تمامتر شربت شهادت را پس از مرگ به خورد عزیزان از دست رفته دادند که دیگر تعجب نکنیم که چرا پس از ۱۸ سال از پایان جنگ هنوز ما را ملت شهیدپرور می نامند... آهنگران راحت بخواب که مسئولان همه خوابند! دیگر برای شهادت نه به دشمن فرضی و غیر فرضی نیاز است و نه به مین و نوحه و کلید بهشت!

نمیدانم چرا یاد سه سال پیش افتادم که به چه راحتی دکتر ابوالحسنی عزیز و چند نفر دیگر از دوستان دانشجویم در جاده ای دیگر این بار در راه یک کنفرانس علمی جان باختند٬ و آن دیگری که با خبر قبولیش در کنکور ارشد به خانه بر می گشت که زنده زنده در آتش... هر چند که آن ها شهید نشدند!  

اگر در این مملکت هر روز مرغ و گوشت گران می شود٬ اما جان ما چه خوب ارزان و ارزان تر می شود٬ و صد البته قیمت شهادت حتی با افزایش قیمت بنزین هم بالا نمی رود!

ما را چه می شود؟ چه کسی جوابگوی عید بی دردانه این خانواده های شهید جدید است؟ ایکاش این واقعه در غزه اتفاق می افتاد که حداقل کارشناسان بی دغدغه سیمای ملی در برنامه ای هر چند کوتاه به جستجوی علل آن بپردازند!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:26  توسط پرنیان - امید | 
 

ایمیلی از یکی از دوستانم به دستم رسید که برام جالب بود ٬فکر کردم بذارمش تو وبلاگ تا دوستان هم در آستانه سال جدید استفاده کنن!

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چهل توصیه برای زندگی بهتر :

1- به تماشاي غروب آفتاب بنشينيد.
2- بيشتر بخنديد.
3- کمتر گله کنيد.
4- با تلفن کردن به يک دوست قديمي، او را غافلگير کنيد.
5- هديه‌هايي که گرفته‌ايد را بيرون بياوريد و تماشا کنيد. شايد برايتان قابل استفاده باشند.
6- دعا کنيد.
7- در داخل آسانسور با آدمها صحبت کنيد.
8- هر از گاهي نفس عميق بکشيد.
9- لذت عطسه کردن را حس کنيد.
10- قدر اين که پايتان نشکسته است را بدانيد.
11- زير دوش آواز بخوانيد.
12- با بقيه فرق داشته باشيد.
13- کفشهايتان را عوضي پايتان کنيد و به خودتان بخنديد.
14- به دنياي بالاي سرتان خيره شويد.
15- با حيوانات بازي کنيد.
16- کارهاي برنامه‌ريزي نشده انجام دهيد. براي انجام آن در همين آخر هفته برنامه‌ريزي کنيد!
17- براي کاري برنامه‌ريزي کنيد و آن را درست طبق برنامه انجام دهيد. البته کار مشکلي است!
18- از تناقضات لذت ببريد.
19- دستان خود را در آسمان تکان دهيد.
20- در حوض يا استخري که ماهي دارد شنا کنيد، کنار آنها.
21- از درخت بالا برويد.
22- در حال رفتن به کلاس، يکبار دور خودتان بچرخيد.
23- به ديگران بگوئيد که خوشگل شده‌اند.
24- مجموعه‌اي از يک چيز (تمبر، برگ، سنگ، جغد، ...) براي خودتان جمع‌آوري کنيد.
25- هر وقت که امکانش وجود داشت پابرهنه راه برويد.
26- آدم برفي يا خانه ماسه‌اي بسازيد.
27- بدون آن که مقصد خاصي داشته باشيد پياده روي کنيد.
28- وقتي تمام امتحاناتتان تمام شد، براي خودتان يک بستني بخريد و با لذت بخوريد.
29- جلوي آينه شکلک در بياوريد و خودتان را سرگرم کنيد.
30- فقط نشنويد، سعي کنيد گوش کنيد.
31- رنگهاي اصلي را بشناسيد و از آنها لذت ببريد.
32- وقتي از خواب بيدار مي‌شويد، زنده بودنتان را حس کنيد.
33- زير باران راه برويد.
34- تا جايي که مي‌توانيد بالا بپريد.
35- برقصيد. حتي در تختخواب.
36- کمتر حرف بزنيد و بيشتر بگوئيد.
37- قبل از آن که مجبور به رژيم گرفتن بشويد، حرکات ورزشي انجام دهيد.
38- بازي شطرنج را ياد بگيريد.
39- کنار رودخانه يا دريا بنشينيد و در سکوت به صداي آب گوش کنيد.
40- هرگز شوخ طبعي خود را از دست ندهيد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:30  توسط پرنیان - امید | 

تقدیم به فرنوش عزیزم  و همه زنانی که تنها به خود نمی اندیشند!

 

 

مردی کنار زنی  - که بعد از یک روز کار خواب بود –ایستاده بود که پسر کوچکی وارد شد .نگاهی به آنها انداخت و از مرد پرسید: چرا زمان طولانی از وقتت را کنار او می گذرانی؟

مرد پاسخ داد : آیا به توانایی های این زن واقفی ؟! او می تواند چند بچه را همزمان در آغوش بگیرد،تمام کارهای خانه را انجام دهد،با آغوش خود هر دل شکسته ای را شفا دهد و او می تواند تا هجده ساعت در روز بی هیچ ادعایی کار کند و ....همه اینها را فقط با دو دستش انجام میدهد!

پسر متاثر شد و گفت : غیر ممکن است !همه این کارها فقط در یک روز!؟؟ و سپس به زن نزدیک شد و او را لمس کرد و گفت : اما او خیلی لطیف است!!!!!

مرد گفت : لطیف است ولی تو حتی نمی توانی تصور کنی  که چقدر تحمل دارد!

پسر پرسید : او می تواند فکر هم بکند!!؟

مرد گفت او موجود منطقی است که قادر است هر مشکلی را با گفتگو حل کند.

پسر به صورت زن دست کشید و با تعجب گفت : صورت او خیس است!

مرد گفت : اینها اشک هستند! اشکها وسیله ای هستند برای نشان دادن اندوهها، تردیدها ،عشق ،تنهایی ،رنج و غرور او !

او تنها موجودی است که می تواند همه اتفاقات را تاب بیاورد!

به هنگام فریاد لبخند بزند،به هنگام گریه آواز بخواند، در موقع خوشحالی بگرید و به هنگام ترس لبخند بزند!!!

او در برابر سختیها می جنگد و در مقابل بی عدالتی می ایستدو به مشکلات  " نه " نمی گوید تا زمانی که راه حل بهتری بیابد!

او خود را قربانی خانواده اش می کند تا این جمع کوچک پیشرفت کند.

                                   عشق او بی قید و شرط است!!

 

اما او یک عیب بزرگ دارد!

                      فراموش می کند که لیاقت و ارزشش چقدر است!

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این متن ارسالی یکی از دوستانم (بهاره عزیز ) است که فقط آن را ترجمه کرده ام البته با اندکی تغییر!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:29  توسط پرنیان - امید | 

 

 

خیلی وقته که دلم می خواست بنویسم، اما انقدر سرم شلوغ بود و بی حوصله بودم که اصلا دستم به تایپ کردن نمی رفت، تو سرم خیلی موضوع ها  برای نوشتن وجود دارن ، از شهریار تا ایرج میرزا ، از اطاعت کروبی تا تحصن ، از 22 بهمن تا 24 اسفند، از مصدق پدر خوانده تا کاشانی که نمی دانستم او بود که نفت را ملی کرد، از کیهان تا نو اندیش، از دوم خردادیان تا اصلاح طلبان، ااز نجف زاده تا خیابانی ، از قلعه نویی تا کلمنته، از ضرغام تا گوبلز، ازلپ های گلی سید حسن تا پشت گهی آقایان ، از رد صلاحیت فله ای تا تأیید صلاحیت قطره چکانی ، از حداد عادل و جنتی و اون رئیس جمهور احمق تا مردم بدبخت ... 

 

از محرم عزیزم ممنونم که منو به نوشتن دعوت کرد درباره انتخابات و راهکارها و  چه باید کرد شاید که فردا بهتر شود؟

من در انتخابات 24 اسفند شرکت نمی کنم.

من در انتخابات شرکت می کنم ؛ اما آنچه در 24 اسفند اتفاق می افتد را انتخابات نمی دانم. بقول پروردگار دو عالم جنتی ، زمان آن ملعون بود که لیست نمایندگان از دربار می آمد، اما زمان این یکی، تنها فرق قضیه عوض شدن جای دربار با شورای نگهبان بیت رهبری است. آنچه تا کنون نمایان شده، انتصاباتی فرمایشی و انتخاباتی نمایشی است که جشن ملی دیگری برای ما ایرانیان رقم خواهد زد!

 می گویید چه می کنم؟ می گویم هیچ! اصلا الان مسأله این انتخابات نیست! این وضع برگزاری انتخابات از مجلس هفتم شروع شده و تا در به پاشنه شورای نگهبان بیت رهبری بچرخد همین است! تازه روز بروز استبداد مطلقه روش های جدیدتری را بکار می گیرد که بیچاره خلق را به پای صندوق های رأی و راهپیمایی میلیونی بکشاند!

مشکل مملکت ما در صلاحیت و عدم صلاحیت عده ای مشارکتی و مجاهدین و ... نیست، مشکل در عدم صلاحیت مردم  در احقاق حقوق خویش و  قدرت گرفتن جریانی است که رأی مردم را ارزشی قائل نیست! در ادبیات شریعتمداری و در فشانی های اخیر او بنگرید! استفاده ابزاری از مردم که دیگر مقوله ای جداگانه می طلبد!

 

دوستان من

 

این روز ها استبداد را با تمام وجودم حس می کنم. در این خراب شده وطن هیچ امیدی برای ماندن و ادامه دادن نمی بینم. صبح تا شام از دیدن این همه عدالت و مهرورزی ذره ذره می سوزم و آب می شوم. دیگر عادت کرده ام که وقتی به بالاترین می روم بخوانم که جسد انسانی دیگر زیر خاک به والدینش تحویل داده شد!  خسته شدم آنقدر خواندم که زنی در انتظار سنگسار است و روز و شب خواب سنگریزه هایی را می بیند که از طرف حکومت عدل الهی به او هدیه می شود! و چه دردناک است که این بار پدری این وظیفه سنگین را بر عهده می گیرد تا دختر 14 ساله اش را به سزای اعمالش برساند! و اینگونه است که دیگر امنیت اجتماعی در جامعه پر نشاط ما حاکم می شود! آن روز که خبر تبرئه قاتلان محفلی بسیجی کرمان را شنیدم شک کردم به هر چه هست و نیست! شک کردم به انسان بودنم ! به عدل علی که نه، به عدل علی شک کردم!

خیلی حرف دارم، اما می دانم که تا این حکومت هست و این مردم هستیم و اصلاح طلبانمان مصلحت اندیشند و اصول گرایانمان به هیچ اصلی پایبند نیستند، همین است! والسلام.

 

امید 

****************************************************** 

 

پی نوشت : 

                               

                                                  آقای ناجی خیلی مبارکه!

                                   

 

رضا ناجی هنرپیشه ایرانی شنبه شب موفق شد تا جایزه بهترین بازیگر جشنواره پنجاه‌ و هشتم فیلم برلین را به خاطر بازی در فیلم "آواز گنجشك‌ها" به خود اختصاص دهد.

دیروز کلی دنبال عکس رضا ناجی گشتم.نه تو سایتهای داخلی (غیر از آفتاب) عکسی ازشون پیدا کردم نه تو سایتهای خارجی!

همیشه همه فریادشون بلند بود که فیلمهای ایرانی که میره جشنواره های خارجی فقط قصدشون خراب کردن ایرانه برای همین هم جایزه میگیرن!حالا یکی نیست بگه بهترین هنرپیشه شدن دیگه ربطی به محتوای فیلم نداره!

اونم آدمی مثل رضا ناجی با اون صداقت و مهربونی که تو چشماش دیده میشه!در مقابل هنرپیشه های امریکایی و اروپایی که میلیاردها دلار حمایتشون می کنه!

ای بابا! ما چیمون به دنیا رفته که .......

اینم تنها عکسی بود که ازش پیدا کردم.

واقعا این افتخارو کی باید بهش تبریک بگه؟!!!

( البته همیشه هم نباید از دولت ناراحت بود اینبار هنرمندان!!!هم هیچ عکس العملی نشون ندادن! )

 

 پرنیان

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 15:43  توسط پرنیان - امید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هرروز با فریاد و یا پچپچه اعتراض می کنیم .در مقابل هر اتفاق واکنش نشون میدیم و دلمون
می خواد دنیا رو که نه حداقل اطرافمونو عوض کنیم ولی بی خبریم که اون داره عوضمون میکنه!
این خاصیت دنیاست که ما آدما به همه چیز عادت می کنیم
ما دو نفر نویسنده نیستیم فقط دوست داریم تو این زندگی یکنواخت با بقیه شریک بشیم و رنگ اونو عوض کنیم.
پرنیان - امید

پیوندهای روزانه
م.ح.عباسپور
همان همیشگی
یک شاخه زیتون
نفس عمیق
عاشقانه ها
آسمان آبی
نیک آهنگ کوثر
توکا نیستانی
عروسک کوکی
روی میز آشپزخانه
مطبخ خاله خانم
آشپزخونه
اول شخص مفرد
رضا هدایت
شبنم طلوعی
کیانوش فرید(زنی به طعم خاک)
مسیح علی نژاد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
سيد محمد خاتمي
سيد محمدعلي ابطحي
سيد ابراهيم نبوي
مسعود بهنود
احمد شاملو
محمدرضا شجريان
بنياد باران
موسسه يونيسف
كافه آنتراكت
هفته نامه سلامت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM